حس شیرین بدجنسی...

 

دختر بچه ی لجوج ِ درونم را دوست دارم .

 و گاهی تلافی کردن ِ های بدی های اطرافیانم؛

 خوشحال می شوم از اینکه حال کسی که با همه زرنگی حال گیری کرده یک جور بدی توسط من! گرفته شود . شاید که رستگار شوند!

این روزها درگیر بدجنسی ها و تلافی کردن های شیرینی هستم که قسم می خورم به تمام مقدساتم، هیچ وقت بخشش این افراد برایم آنقدر شیرین نخواهد بود که آزار دادن به شیوه ی خودشان (گاهی هم بدتر).

زیبایی کار در این است که در ظاهـر هیچ چیز عوض نمی شـود . همه چیـز همـان طـور است که او می خواهد . یک جوری با زیرکی و حفظ ظاهری دلسوزانه به من زخم زده و من آنقدر خاک بر سرم که هیچ نگفتم .خوشحال است .

حالش را می گیرم . زیبا، دلسوزانه،حرفه ای...

 تا کجایش می سوزد.

خوشحالم! و خدا را شکر می کنم. J

 

 

 

 

 

 

  

/ 0 نظر / 7 بازدید