سمفونی مقاومت

 

از وقتی تبلیغش رو دیده بودم صداش توی گوشم غوغا کرده بود، صدای خش خش برگ های پاییز زیر قدم هام....

همه ی ِ ذهنم ازکرخه تا راین شده بود، موج ملایم موسیقی زیر پوستم می دوید، حسش می کردم؛ و یادم اومد چقدر تلفظ "یوناس" هماروستا رو دوست داشتم ...

یادمه جز محبوب ترین کاست هایی بود که همیشه روی ظبط و دم ِ دست بودن . از کرخه تا راین، پرواز، بارانه، نشانی ها، نامه به یک ستاره ... جدانشدنی بودن از هم و از من، هیچ کدوم رو به اون یکی ترجیح نمی دادم.

 دوباره یاد غروب هایی افتاده بودم که که پر نوای موسیقی بود... هرجوری بود باید به این کنسرت میرفتم ...

کمترین دغدغه ی ذهنم اجرای ارکستر سمفونیک بود... ذهنم پر از حرکت دست استاد انتظامی بود.. پر از، از کرخه تا راین، پر از پاییز...

 

اجرا توی سالن ورزشی بود!!!! با کیفیت پخش ِ صدای زیر نقطه ی ِ انجماد، برای شنونده ای مث من که با کلی دل خوشی رفته بودم . قبل از دیدن فضای سالن من و علی و مازیار به این نظر جمعی رسیده بودیم که امکان نداره استاد توی یه محیط غیر استاندارد برنامه اجرا کنه .. یعنی وقتی درمورد فضای نامناسب برنامه حرف می زدیم  فک کنم اینو مازیارگفت، و من و علی هم با آره اره گفتن های متفکرانه تاییدش کردیم و خیالمون راحت شد که در یه فضای خوب می تونیم شاهد یه اجرای بی نظیر باشیم .

اجرا بی نظیر بود .من در حدی نیستم که بخوام این گروه رو زیر سوال ببرم . یعنی نمیشد ، نه! نمی شد، اجرا واقعا بی نظیر بود .

اجرای اول از کرخه تا راین بود...من دلم می خواست فرو برم توی صندلی، چشامو ببندم و بذارم موسیقی با حسم بازی کنه ، ولی زیرم، پوست تخمه بود .. وجودشون اذیتم می کرد . انتظامات سالن مدام با اون بی سیم خش خشیش در حال رژه رفتن از جلوی ما بود ؛خیلی هم خوشحال بود و هر بار که رد می شد با خنده بهمون می گفت: من پیام بازگانی ام!!! تیک عصبی گرفته بودم از رفت وآمد . تا شروع اولین اجرا هنوز یه عده ای درحال ورود به سالن بودن . داشتم فکر می کردم فرق کسایی مث ماکه سر موقع اومدن با اونهایی که با 45 دقیقه تاخیر میان اینه که کلی ادم دیدیم که با چیپس و پفک اومدن اجرای ارکستر سمفونیک رو ببینن، کلی ننه بابای با فرهنگ دیدیم که بچه ی دو ساله شون رو همراه آورده بودن که نیم ساعت یه بار دستشویی می رفت، کلا ما 45 دقیقه حرص خوردیم .یه جا علی کلافه شد به همون آقای پیام بازرگانی گفت: تا کی می خوان مردم اینور اونوربرن؟ اونم گفت بچه ها!!!! (منظورش اعضاء ارکستربود) هنوز نیومدن رفتن حموم و لباس عوض کنن!!!!! بعلــــــــــــــــــــــــه!!!

بغل دستی علی کلی  واسه صدای یارو خندید گفت: آقا انگاره سرما خوردی نه؟!!!

 

اینا رو تعریف می کنم که فضا دستتون بیاد، که بدونین وقتی گروه کر باهمه هنرمندیش درحال اجراست، پسر 7 -8 ساله ی پشت سریت بگه مامان اینا چرا هاها میکنن یعنی چی! اینکه خوشش بیاد چهارزانو بشینه رو صندلیش و موقع اجرا همزمان اونم بگه ها ها ها ها با صدای بی ریختش یعنی چی!!! اینکه من نصف موهام ریخت از دستش و اشکم در اومد که نتونستم با ضربه زدن های مدامش به صندلیم و ها ها کردن هاش بفهمم چی داره اجرا میشه یعنی چی!!!

یه چیز جالب تر : در اخر نظر ننه ی گرامیش این بود : کاش تو رو باخودم نمیاوردم . همین!!!

من حداقل انتظارداشتم ازما عذر خواهی کنه ، هر چند چیزی رو بر نمی گردوند اما کمی خنکم میکرد . شاید روم میشد هر چی تو دلم گفتم درموردش رو به زبون بیارم و راحت شم!!!

 

یه خانوم محترمی هم با یه بچه ی تقریبا یک ماه اینا اومده بود، یه بارم مجبود شد پوشکش رو عوض کنه!!! گریه می کرد شیر می خواست ، نظرش این بود "سروصدا بچم رو اذیت می کنه" یعنی گروه باید دست به سینه بشینن و اجرا نکنن تا بچم آروم باشه.آره اینج ادقیقا" جاییکه یه بچه 1 ماهه باید حضورداشته باشه، تقصیر نوازنده هاست که سروصدا! میکنن!

 

بـــــــــــــــــــــــــله، دم ِ استاد انتظامی هم گرم که حال مجری برنامه رو با جواب های کوتاهش گرفت و حالیش کرد مقاله ننوشته که بخواد توضیح بده پیامش رو و هدفش رو نظرش رو ... موسیقی اجرا کرده، موسیقی ای که با همه ی این اتفاقات قشنگی که توی هر سه ردیف درمیون می افتاد باز هم کسایی بودن که با همه ی وجودشون برای شنیدن اون موسیقی بی نظیر اونجا اومده بودن و دست زدن هاشون برای گروه تمامی نداشت .

 

 

-------

من قبل این اجرا اطلاع نداشتم که نیما مسیحا جزء ارکستر سمفونیک ِ . از دیدنش لذت بردم واقعا فکر نمی کردم روزی توی اون جایگاه ببینمش.

 

 

/ 0 نظر / 13 بازدید