سنگینی شام

 

قبول !
من دل بریدم !
تو راست میگویی
حق با شماست اصلا !
شما پای همه ی قول و قرارها بودی !
بهترین بودی !
همیشه من مقصر بودم !
از سر ما زیادی بودی !
راست میگویی به خدا !
ما کجا و شما کجا !
اما ..
تو را جان مادرت
شب ها راحت میخوابی ؟
دل دردی ..
وجدان دردی ..
چیزی .. خدای نکرده آزارت نمی دهد که ان شا الله ؟! ..
دردت به سرم
تصدقت
اگر شبی
نیمه شبی
از خواب ناز پریدی و از آن دردها به سراغت آمد حتم بدان شام سنگین خورده ای !
و گرنه ما کجا و شما کجا؟ ...



حامد نیازی

/ 0 نظر / 42 بازدید