شبانه

امروز مثل همیشه نبود ، گذشت اما سخت گذشت 

دلم براش گرفته بود ،و برای نبودنش تنگ تنگ تنگ ....

 

کاش میشد رفت به خیلی سال گذشته ، هرچند محاله 

یا کاش میشد رفت به چند سال آینده ، اونقدر جلو که آلزایمر بگیرم و دیگه  چیزی یادم نیاد  . لعنت به این شانس امروز یه تست دادم که نتیجه اش این بود که مغزم خیلی خوب کار میکنه و اصلا خطر آلزایمر منو تهدید نمی کنه .

کما ، مرگ مغزی ، یا عشق ....

"وقتی تو نیستی ، سفرم نیمه کاره است ...

رفتن اگر چه ساده و بودن اگر چه سخت 

بودن کنار فاصله ها راه چاره است "     *

 

 امروز حالت چطور بود ؟ با غروب جمعه چه کردی ؟

دلم تنگته...

 

*افشین یداللهی 

/ 0 نظر / 89 بازدید