کوچک کویری
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ کوچک کویری
آرشیو وبلاگ
      کویر همیشه سبز ()
عدالت ! نویسنده: کوچک کویری - ۱۳۸٤/٥/۳٠

 


بسم الله الرحمن الرحيم

"خدايا،درسته که خيلي از نوشته هامون با اسم تو شروع نشده،ولي خودت مي دوني هيچ وقت خالي از يادت نبوديم"
 
 من هنوز معني عدالت برام گنگِ
به من بگوعدالت يعني چي ؟ به اين دنياي خراب شده به دست بشر کار ندارم ، اينجا کم پيش مياد که نشوني از عدالت ببيني .  عدل. عادل.عدالت! خدا عادله ...... پس به عدالت قضاوت ميکنه درسته ؟ پس چرا کاري نمي کنه ؟ مگه نمي بينه ما چه جوري داريم معني عدالت رو درک مي کنيم ؟ مگه نميبينه که داريم با کارامون صفت اون رو زير سئوال ميبريم .
خيلي جاها که کم مياريم ميگيم حتما حکمتي داره ! من منکر اين نيستم . اصلا در حدي نيستم که بخوام حکمتي که توي هر کاري هست رو زير سئوال ببرم .
نميدونم خدا کاسه صبرش کي لبريز ميشه .... خيلي از خشمش شنيديم ...... نشنيديم ؟ هميشه ما رو از غضب خدا (خدايي که مهربان و بخشنده است =......رحمن الرحيم ) ترسوندن . خداي مهرباني که وقتي خشمگين بشه رحمتش رو نازل ميکنه تا بلا بشه؛ باروني که نشانه رحمتش بود مثل بلايي به سر قوم نوح نازل شد .
 سيلي که سال پيش توي گلستان اومد يا سيل امسال کلاله فرقي با اين قضيه نداشت . نه چي ميگم يه فرقي داشت که فکر منو ، ذهن من رو به خودش مشغول کرده ...
 توي اين بلاها چرا نوحي نبود که خيلي ها که هيچ گناهي نداشتن رو نجات بده ! کجا بود اون نوح و اون کشتي ؟ اون بچه کوچيک که مادرش جسدشو از کنار رودخونه پيدا ميکنه چه گناهي داشت ؟
 اون چه گناهي مرتکب شده بود که خشم خدا گريبان اون رو هم گرفت ...  چيه ؟ چوبِ ندونم کاريهاي بابا ننشو خورده ؟ آره لابد ! ( خوب ما هميشه يه چيزي واسه قانع کردن خودمون بايد داشته باشيم  مگه نه ؟)
خداي مهربون من ، مهربوني تو با همه وجودم باور دارم ، نوازشاتو وقتيکه هيچ دستي نبود که با گرماش آرومم کنه حس کردم . خوبيتو بزرگيتو  نميتونم انکار کنم که خوبترين و بزرگترين آدمها رو در مقابل تو ذره اي بيش نديدم . نگاه گرم و مهربونتو هميشه هر جا که بودم حس کردم ولي به من بگو عدالت رو بين اين همه آدميکه همه چيزشونو از دست دادن چه جوري برقرار کردي ؟ به من بگو به پدري که ديگه بچه اي نداره  هنوز ميشه گفت بابا ؟به من بگو اون طفل معصومي که ديگه هيچ کسي توي اين دنيا نداره چه گناهي مرتکب شده بود که اين بلا سرش اومد ؟ بگو که من مثل اون نکنم که من مثل اون نشم . چون گفتي رنج و بلا از کرده خود به ما مي رسد _سوره روم آيه 35
تويي که ميگي
« ثبات ورزيد و براي از دست رفتن چيزي يا رسيدن رنج و المي اندوهناک نشويد _سوره ال عمران آيه 152 »

به من بگو اون بچه چه جوري ميتونه معني اين حرفت رو درک کنه
خدايا تو حتما" عادلي... پس يه فکري کن !


خداي خوبم ، کوچولوي گناهکارتو ببخش به من ميگن کفر ميگم. اينا رو نمي گم که تو رو زير سئوال ببرم مي خوام جوابمو پيدا کنم مي خوام تو رو بيش از اين که ميبينم، اون جور که هستي باورکنم  تا وقتي حرف مي زنم بوي کفر نده .

                                    
                                                      آبجي کوچولو

                                                                                                                                                             "يا علی"

اين متن رو هفته پيش نوشته بودم که گذاشتنش به تأخير افتاد ميدونم خيلي بدقولي کردم .. توي بدترين شرايط بايد وبلاگ رو آپديتش ميکردم . نمي خوام هيچ عذري بيارم فقط مي خوام از کوچک کويری و همه دوستامون بخوام که منو به خاطر بد قوليم ببخشن

  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٦/٥/٢٠ ۱۳٩٦/٥/٤ ۱۳٩٦/٤/۳۱ ۱۳٩٦/٤/٢٤ لعنتی ۱۳٩٤/٢/٢٧ ۱۳٩٤/۱/۱٦ ... ... ...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من برگ روز بارانی آتش کده خلوت من کلبه دنج خواب گريز یــــــــادگار هوای وصال نفس عميق بغض سکوت کفشهایم کو؟ عکس های من دیگه بسه انتظار دل دردهای آلوچه و باز هم زندگی.... لحظه ها رو با تو بودن رازان ـ پرستوی مهاجر روشنی شبهای سايه خرت و پرت های کلبه خانوم جز آسمان تو در هيچ جای پناهم نيست از دل كوير، دلنوشته هاي كوچك كويري در آواي آزاد ستاد انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی پرتال زیگور طراح قالب