کوچک کویری
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ کوچک کویری
آرشیو وبلاگ
      کویر همیشه سبز ()
به چی دل خوش کرديد...؟! نویسنده: کوچک کویری - ۱۳۸۳/٧/٤

نمی دونم شمايی که الان داری اين مطلب را ميخونی چه قدر به اين موضو فکر کرديد ولی ميدونم که حتما برای يک بارم که شده در موردش حرف زدين  يا باهاتون  حرف زدن چيزی که می خوام بگم اينه که همه ما يه روزی بدنيا امديم ويه روزی هم از دنيا ميريم يکی راحت مياد راحت ميميره ،  يکی راحت مياد سخت ميميره  ، يکی سخت مياد  راحت ميميره و بلاخره يکی سخت مياد سخت هم ميميره  واين امد و رفت همچنان ادامه داره نمی خوام حرف های تکراری بزنم  ميدونيد که در باره اين موضوع کلی کتاب وسخن از ادمهای بزرگ وکلی  شعر از شاعران با شعور  خلاصه کلی حرف است اما باز تعجب من اينه که من برای پاسخ به سه سوال هنوز نا توانم.......

برای چه بدنيا امدم ؟ هدف از زندگيم در دنيا چيه ؟ و زندگی مطلوب من چه جوريه؟

راستشو بخواين اين سوالات يه دوست از منه برای هر سوال هم ۲ صفحه جواب اماده کردم که براش بگم   ولی ديدم همش دروغه مثل حرف های نويسندگان،شاعران و....

من نميدونم ......... اگه ميدونستم اينجوری زندگی نميکردم  باور کنيد اگه فقط روحانيون درجه يک اين مملکت جواب اين ۳ سوال را ميدانستند الان مملکت ما اينجوری نبود، اين همان رمزادم شدنه 

دلم برای خودم و بقيه هم سن و سال های خودم ميسوزه  ميدونيد ادم وقتی به دنيا ميا د با خودش ۳ جور شانس مياره که همون اول معلوم ميشه بد شانسه يا خوش شانس اينکه تو چه خانواده در چه جامعه ودر چه زمانی بدنيا بياد

شانس اولی رو اورديم (برای جمع احتمالا) ولی شانس دومی و سومی را نه  ما ادم های بد شانسی هستيم

دلم برای ايرانم ميسوزه  اون کشوری که ادم هاش  قسمشون نون و نمک بود عشقشون مردم داری و ايمانشون صداقت بود .....به چه روزی افتاده    وای چقدر بد شده.......چه کسايی رفتن و چه کسايی موندن، يکم به جنگ و ادماش فکر کنيد و الان به اين جوجه بسيجی ها......

اين دنيا خيلی ارزش نداره ........... يه  يا علی ميخواد  و يه کم غيرت (که الان نايابه)

بلندشيد حق تونو بگيريد (مسلمان نيست انکه حق خود را ميدهد از کف) الکی هم شعار يا فحش نديد سنگ به شيشه ها نزنيد ،دستهای همو بگيريد زنجيری  شويد جدا نشدنی با اين زنجير جان کسايی را که حقتونو خوردن بگيريد ...هيچ وقت نتريد.....

**************************************************************

به نام عشق و ازادی غم اين خلق ميخوردند

ولی با دست خود مارا به قربانگاه می بردند

 کجايند انهمه دل سوز در اين هنگامهء ماتم

که رفتندو رها کردند من و مارا به حال هم

*******************************

برای چه بدنيا امديم ؟ هدف ما از زندگی  در دنيا چيه ؟ و زندگی مطلوب ما چه جوريه؟...............................................

  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٦/٥/٢٠ ۱۳٩٦/٥/٤ ۱۳٩٦/٤/۳۱ ۱۳٩٦/٤/٢٤ لعنتی ۱۳٩٤/٢/٢٧ ۱۳٩٤/۱/۱٦ ... ... ...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من برگ روز بارانی آتش کده خلوت من کلبه دنج خواب گريز یــــــــادگار هوای وصال نفس عميق بغض سکوت کفشهایم کو؟ عکس های من دیگه بسه انتظار دل دردهای آلوچه و باز هم زندگی.... لحظه ها رو با تو بودن رازان ـ پرستوی مهاجر روشنی شبهای سايه خرت و پرت های کلبه خانوم جز آسمان تو در هيچ جای پناهم نيست از دل كوير، دلنوشته هاي كوچك كويري در آواي آزاد ستاد انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی پرتال زیگور طراح قالب