کوچک کویری
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ کوچک کویری
آرشیو وبلاگ
      کویر همیشه سبز ()
دادگاه نویسنده: کوچک کویری - ۱۳۸۳/۱۱/۱٥

آقاي قاضي گوش كنيد ، شما كه اكنون بر روي صندلي عدالت تكيه كرده ايد گوش كنيد

من بيگناهم شايد بي گناهيم هيچ وقت ثابت نشود ولي من بي گناهم

چگونه مي توانستم حرفهايي را كه زبان قدرت بيانش را نداشت به زبان بياورم

چگونه مي توانستم حرفي را كه در پشت دريچهء چشم هايم اسير بود آزاد كنم

چگونه مي توانستم بدون هيچ چشمي براي شنفتن حرف بزنم ...آه چقدر حرف براي گفتن بود...

چگونه مي توانستم نيازهاي درونيم را بيان كنم بدون هيچ اميدي براي بي نيازي

آقاي قاضي

آن گاه بود كه سكوت كردم، آن گاه بود كه نا فرماني كردم و آن گاه بود كه خود را ديدم

خود بگو جرم من چيست

شايد تنها جرم من غرور نگفتنم بود آ ن غروري كه در من ايجاد شد بدون هيچ خواستني

آن غروري كه هرگز به من اجازهء بيان نداد

آه غرور تنها جرم من ، بزرگ ترين جرم من

......

آقاي قاضي

شايد بتواني مرا اسير زندانهاي تاريك تنهايي كني

شايد بتواني گردنم را با گيوتين سرزنش از سرم جدا كني

ولي نمي تواني هوارم را نشنوي

هميشه فرياد بي گناهي من در گوشت ميماند وشايد تو را عذاب دهد

 

 

 

من هوارم را سر خواهم داد چارهء درد مرا بايد اين داد كند .....

  نظرات ()
مطالب اخیر ۱۳٩٦/٥/٢٠ ۱۳٩٦/٥/٤ ۱۳٩٦/٤/۳۱ ۱۳٩٦/٤/٢٤ لعنتی ۱۳٩٤/٢/٢٧ ۱۳٩٤/۱/۱٦ ... ... ...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من برگ روز بارانی آتش کده خلوت من کلبه دنج خواب گريز یــــــــادگار هوای وصال نفس عميق بغض سکوت کفشهایم کو؟ عکس های من دیگه بسه انتظار دل دردهای آلوچه و باز هم زندگی.... لحظه ها رو با تو بودن رازان ـ پرستوی مهاجر روشنی شبهای سايه خرت و پرت های کلبه خانوم جز آسمان تو در هيچ جای پناهم نيست از دل كوير، دلنوشته هاي كوچك كويري در آواي آزاد ستاد انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی پرتال زیگور طراح قالب